تبليغاتX
just love

اینم عکس خودم برای دوستانی که می خواستن منو ببینن

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??یکشنبه بیست و دوم مهر 1386????0:31

دیدار

 

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم ان عاشق دیوانه که بودم.....

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید..عطر صدخاطره پیچید..

یادم امد که شبی با هم از ان کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در ان خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب ان جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام..

بخت خندان و زمان رام ٬خوشه ماه فرو ریخته در اب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب ٬شب وصحراوگل و سنگ

همه دل داده به اوازه شباهنگ.....

یادم آید:تو به من گفتی:از این عشق حذر کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کن...

آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است..

باش فردا که دلت باد گران است...!

تا فراموش کنی.چندی ازین شهر سفر کن!

با تو گفتم:حذر از عشق؟ ندانم...

سفر از پش تو؟هرگز نتوانم....

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد..

چون کبوتر بر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی.من نرمیدم نگسستم..

باز گفتم که تو ((صیادی و من آهوی دشتم))

تا به دام تو در افتم.همه جا گشتم وگشتم..

حذر از عشق ندانم..سفر از پیشه تو هرگز.نتوانم..نتوانم

اشکی از شاخه فروریخت..

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت..!

اشک در چشم تو لرزید.ماه بر عشق تو خندید.

یادم اید که دگر جوابی از تو نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم...نگسستم.نرمیدم...

رفت در ظلمت غم.ان شب و شبهای دگر هم...

نه گرفتی دگر از ان عاشقه ازرده خبر هم..

نه کنی دیگر از ان کوچه گذر هم...!

بی تو.اما به چه حالی من از ان کوچه گذشتم..........!

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??یکشنبه پانزدهم مهر 1386????2:51

دهکده

کاش در دهکدة عشق فراوانی بود

 توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

  مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

  کاش به حرمت دل های مسافر هر شب

  روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود

   کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد

   قرض می داد به ما هر چه پریشانی بود

  کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم

   رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود

 مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است

 کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود

 چقدر شعر نوشتیم برای باران

 غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

  کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها

 دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود

 کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد

 و به یادش همه شب ماه چراغانی بود

 کاش اسم همه دخترکان اینجا

 نام گل های پر از شبنم ایرانی بود

کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر

 غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود

 کاش دنیای دل ما شبی از این شب ها

غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود

 دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم

 راز این شعر همین مصرع پایانی بود

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??یکشنبه پانزدهم مهر 1386????2:49

شقایق

 

گفتی بهم تا شقایق هست زندگی باید کرد

نیستی تا ببینی که شقایق هم مرد

 دیگه با چه چیزی  کسی رو دلخوش کرد

یادته گفتی به من اومدی سراغ من نرم و آهسته بیا

تا مبادا ترکی برداره چینی نازک تنهایی تو

اومدم آهسته نرمتر از یک پر قو

خسته از دوری راه

 خسته و   چشم به راه

یادته گفتی بهم عاشقی یعنی دچار

فکر کنم شدم دچار

تو خودت گفتی چه تنهاست  ماهی اگه دچار دریا باشه

آره تنها باشه

یار غم ها باشه

یادته میگفتی گاه گاهی قفسی میسازم

میفروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی ست

دل تنهایی تان تازه شود

دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه

نیست که تازگی بده به این دل تنهایی من

پس کجاست اون قفس شقایقت؟

منو با خودت ببر به قایقت

راست میگفتی کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود

کاشکی دلشون شیدا بود

من به دنبال یه چیز بهترینم

تو خودت گفتی بهم

بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق ترست

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??یکشنبه پانزدهم مهر 1386????2:47

حجاب

 شعر طنز امر به معروف

به من نيگا نكن آهاي برادر

خودت مگه نداري خواهر و مادر !

ماه و مگه تو نيمه شب نديدي

مي خواي بگي تو خط لب نديدي؟

صورت من يه كم اناري شده

يه ريزه هم بتونه كاري شده

امل بي سواد ژل نديده

دهاتي خنگ ريمل نديده

تقصير خياطاي رو سياهه

مانتوي من اگه يه كم كوتاهه

امون از اين شهر مقرراتي

موارد فجيع منكراتي

تو كوچه و تو سلف و دانشكده

سهم من از خوشگلي نيم درصده

خوشگلي تو خونه هم چه فايده

مهموني شبونه هم چه فايده

بابام كه عاشق چشام نمي شه

عاشق لرزش صدام نمي شه

برادر پلاسم ام همين طور

دوستاي بي كلاسم ام همين طور

فقط مي مونه كوچه و خيابون

براي عرضه ي قشنگي يامون

آهاي مدير پاك با سياست

من كجا و اماكن و حراست ؟

هم انقباضيه هم انبساطي

كميته ي مخوف انضباطي

نذار كه دلتنگي مو هي كش بدم

خوشگلي مو كجا نمايش بدم

حيفه جوونامون پسر بميرن

كاري كنين جوونا زن بگيرن ....!

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??یکشنبه پانزدهم مهر 1386????2:2

شهادت حضرت علی

سالروز شهادت يگانه حامي يتيمان بر همه دوستدارانش تسليت باد


علي عليه السلام  و زيبائيها :

زيباترين ولادت : تنها کسي که در داخل خانه خدا بدنيا آمد، اوست.

زيباترين نام : بنا بر روايات متعدد، نام علي مشتق از نام خداست.

زيباترين معلم : علي تربيت شده دست پيامبر (ص) بود.

زيباترين سخنان : به تعبير بسياري از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کريم است

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??یکشنبه پانزدهم مهر 1386????2:1

این آخرشه

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??شنبه چهاردهم مهر 1386????21:18

شب پاییزی

  ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور،

که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند...

با این همه اگر عمری باقی بود ، طوری از کنار زندگی می گذرم،

که نه دل کسی در سینه بلرزد، و نه این دل نا ماندگار بی درمانم...

تا یادم نرفته است بنویسم:

دیشب در حوالی خواب هایم، سال پر بارانی بود...

خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم،

دعا کردم که بیایی، با من کنار پنجره بمانی، باران ببارد،

اما دریغ که رفتن، راز غریب این زندگیست،

رفتی پیش از آن که باران ببارد...

می دانم، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است!

انگار که تعبیر همه رفتن ها، هرگز باز نیامدن است...

بی پرده بگویمت:

چیزی نمانده است، من سی ساله خواهم شد!

گونه هایم از گرمی شراب گر گرفته است،

می خواهم تنها بمانم، در را پشت سرت ببند،

بی قرارم، می خواهم بروم، می خواهم بمانم ؟!

هذیان می گویم ! نمی دانم...

نه عزیزم، نامه ام باید کوتاه باشد،

ساده باشد، بی کنایه و ابهام،

پس از نو می نویسم:

سلام ! حال من خوب است

اما تو باور نکن...

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??پنجشنبه پنجم مهر 1386????2:23

نازی خوابیده

تقدیم به سپیده عزیز

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??پنجشنبه پنجم مهر 1386????2:21

عکس خودم

یک عکس از خودم

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??پنجشنبه پنجم مهر 1386????2:14

الاکلنگ ؟!؟!؟!؟!

Image Hosted by ImageCraze.com 

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??پنجشنبه پنجم مهر 1386????1:54

اینم یک جورشه

Image Hosted by ImageCraze.com

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??پنجشنبه پنجم مهر 1386????1:51

ژاییز هم رسید

خيزيد و خز آريد که هنگام خزان است
باد خنک از جانب خوارزم وزان است 

 آن برگ رزان بين که بر آن شاخ رزان است
گويي به مثل پيرهن رنگ رزان است

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??پنجشنبه پنجم مهر 1386????1:42

ماخ رمضان

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??پنجشنبه پنجم مهر 1386????1:34

سارگل

دیدار روی بهاریت آرزوی من است

هر چند هم که کوچک باشد که من

 از تبار پاییزم با تو هیچ فاصله ای ندارم

 ای ذخیره الهی حال که در کنار توام دوست دارم

لب به سخن بگشایم و از بهاری که گذشت از خزانی

 که رسید بگویم و با هم بشتابیم به سوی فرداهای پر از عشق

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386????13:18

دل من

اشكي كه بي صداست 

 پشتي كه بي پناه است 

 دستي كه بسته است

پايي كه خسته است 

 حرفي كه صادق است 

 شرمي كه آشناست 

 دل را كه عاشق است

دارايي من است 

 ارزاني شماست


????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??دوشنبه نوزدهم شهریور 1386????23:16

این هم عکس خودم

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??پنجشنبه نهم شهریور 1385????16:55

سایت جالب

ببین و حال کن یک وب ناز با بیش از ۶۰ صفحه

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??جمعه سوم شهریور 1385????11:28

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??جمعه بیست و هفتم مرداد 1385????18:42

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??جمعه نوزدهم خرداد 1385????21:58

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??جمعه نوزدهم خرداد 1385????21:57

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??پنجشنبه هجدهم خرداد 1385????14:19

ددوستت دارم

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??پنجشنبه هجدهم خرداد 1385????14:18

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??پنجشنبه هجدهم خرداد 1385????14:17

قصه بی پايان دل من
 
 
 
یاداون روزا
 
 یــاد اون روزا بـه خـیر
 
 روزای خــوب و قشنــگ
 
روزای عــاشــقیــمـــون
 
لــحـظـه هــای رنــگــارنـــگ
 
یـــاد اون چــشـــمــا بــه خـیر
 
چــشــمــای پـــاک و نـــجــیب
 
اونــــا کــــه هـیـچ چـیـزی رو
 
 بـه غـیر از، چـــشمام نمیدید 
 
یـــاد اون دســتـا بـه خــیــر
 
دســتـای نــرم و لـــطـیـف
 
چــــه نـــوازشـــها کـه اون
 
روی مـــو هــام مـــی کـشیـد
 
یـــاد اون روزا بــه خـــیر
 
یـــاد اون روزا بـــه خــیر
 
حــالــا کـــه سرنوشــتـمـون
 
ایـــن جـــوری شـــدن جـــدا
 
دل تـــو مـــیــخـواد بـــشـــه
 
بـــا کـــســی دیــــگــه آشـنا
 
تـــو داری خوشبخت مـیـشی
 
زیـــر ایـــن چـــرخ کـــبـود
 
اگــــه  غیراز ایــــن بـشـه
 
دیـــن تــو ، به من چه سود؟
 
نـــــکـــنــه یـــه روز دیـگه
 
بــــیــای فقـــط نـــگـام کـنـی
 
مــن از تــو چـشـمات بـخـونم
 
از رفــــتـــنـــت ، پــشیـمونی
 
اون وقـت خودت خوب میدونی
 
مــــن حــــلـــالــــت نــمـیـکنم
 
حــتـــی اگــــه داد بــــزنـــی
 
کـه مـیـخوای پــیـشـم بـمـونـی

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??دوشنبه هشتم خرداد 1385????21:54

عشق جوشید و خروشید و به سر منزل مقصود رسید...

دل من عاشق شد !

دل من خود را باخت !

چشم او قلبم برد !

لیک من عاشق خالق بودم

زین سبب خلق خدا را عاشق...

دل من مست شده !

مست تجلی صفات...

و جعد موی مشکینی٬ مرا آهسته می تابد اندر سیاهی ها...!

دل به دریای سیاهی زده ام !

که نه ژرفا و نه ساحل دارد

نیست کشتی نجات

عاشق غرق شدنم !!!

سرگشته ناز نگهی که به من بال دهد...

و شروع پرواز !

ملاقات خدا...

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??دوشنبه هشتم خرداد 1385????21:50

      به ياد دارم روزي به خدا گفتم:

 

 

         چرا ما را افريد؟گفت:

 

 

 

        به خاطر اينكه يكي مرا دوست بدارد

 

 

 

       و عظمت مرا بشناسد و بپرستد همه ي

 

 

 

 

      اينها را نه به زبان كه با دل و با تمام

 

 

 

     وجود از خدا پرسيدم جوابم شيرين بود

 

 

 

 

     و با وجودم ان را حس كردم و باورم شد كه

 

 

 

 

ما انسانها خلق شديم تا دوست بداريم

 

 

 

 

          خدارا كه زيباترين است    

 

????? ????

|+|
????? ??? ????ایمان و سار گل??یکشنبه هفتم خرداد 1385????14:8

سر نهادم بر سر زانوي او

 

خيره گشتم در ميان روي او

 

تا ببيند چشم پنهان بين من

 

گردن پيچيده در گيسوي او

 

مير بودم بوسه هاي اتشين

 

از هوس زا سينه ي گلبوي او

 

دست بيشرم گنه الوده را

 

ميكشيدم بر پريشان موي او

 

ميچكد از چشم او بر روي من

 

دانه هاي اشك حسرت شوي او

 

زندگي جو چشم سرگردان من

 

در نگاه گرم عصيان جوي او

 

پر زنان افكار گردون گرد من

 

چون پرستويي بگرد كوي او

 

او چو من مدهوش در اغوش من

 

من چو او خاموش در بازوي او

 

او زشوق باده ي ميناي من

 

من ز ذوق طلعت مينوي او

 

نعمت دنيا شمارا و مرا

 

 

روز و شب اشفته در پهلوی او