تبليغاتX
::. just love .::

just love

: درباره وبلاگ

سلام به شما دوستان عزیز که به این وب سایت آمدید و وقتتان را برای من می گذارید . من ایمان ( آرش ) به همراه سار گل مدیریت این وبلاگ را بر عهده داریم و امید است به یاری شما دوستان عزیز این وب سایت پیشرفت رو افزونی داشته باشد . از شما دوستان عزیز التماس دعا داریم.
چه زیباست در تلاطم امواج دوست داشتن و سر سختانه خود را به صخره های نیاز کوفتن و در لوح یاس به خاطر زیستن دیگری مردن ای مهربان عاشق ای قصه گوی هستی و جودم انباشته از لحظه لحظه توست


: منوی اصلی

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ

: نوشته های پیشین

مهر 1386
شهریور 1386
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384

: پیوندها


.:: رشیدا ::.

.::عضو یت رایگان = پول ::.

وبلاگ قبلی من در بلاگفا
یاهو
وبلاک من در میهن بلاگ
گوگل
موزیکهای ایرانی
موزیکهای ایرانی
کدهای جاوا
ارسیسم
وبلاگ پسر عموی عزیزم حمید جان
دانلود آهنگهای جدید ایرانی
بلاگفا
میهن بلاگ
عکس خودم با موبایل
فال
آیشواریا...ملکه جمال هند

لینکهای مفید




.:: معرفی سه سیستم کسب درآمد با عضویت رایگان ودر آمد واقعا بالاااااا.... حتما کلیک کن ::.

.::جدید ترین سی دی های حوادث واقعی در جهان ::.

.::سيدی مستند های کامل از بزرگ ترين جادوگر جهان ::.

.::سيدی مستدهایی واقعی از سرگذشت ارواح پس از مرگ ! ::.

.::زبان را در حالت خواب بياموزيد (100٪ علمي و تضميني) ::.

.::سيدی مستدهایی از ابتذال در سينمای ايران ! ::.

.::آموزش زبان انگليسی در خواب ! کاملا علمی و تضمينی و اثبات شده در ايران ! ::.

.::ژورنال لباس 2007 واسه خانم هاي ايراني ! ::.

.::موبايل بازا بيان جديد ترين سيدی های موبايل رو ببينن ! ::.

.::مستندات صوتی تصويری از مشاهده اوراح و جن ها . بسيار ترسناک کليک نکن ! ::.

.::شرکت و شغل خود را در بزرگترين سايت نيازمنديها رايگان معرفی کنيد. ::.

.::با روزي 2 ساعت كار ماهيانه مبلغ 900 هزار تومان دربياريد ::.

.::پسورد آی دی طرفتو تو ۱ دقيقه پيدا کن کاملا تضمينی ! ::.

.::کسب در آمد از اينترنت به همين آسونی ماهی چندين مليون تومان !‌ ::.

.:: چهار فیلم در یک سیدی اون هم 3000 تومن‌::.

.:: در این سایت عضو بشین وبه ازای هر کلیک 30 تومن بگیرین ::.

: آمار وبلاگ

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

: با همکاری


.:: رشیدا ::.

اینم عکس خودم برای دوستانی که می خواستن منو ببینن

| +| نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
دیدار

 

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم ان عاشق دیوانه که بودم.....

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید..عطر صدخاطره پیچید..

یادم امد که شبی با هم از ان کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در ان خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب ان جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام..

بخت خندان و زمان رام ٬خوشه ماه فرو ریخته در اب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب ٬شب وصحراوگل و سنگ

همه دل داده به اوازه شباهنگ.....

یادم آید:تو به من گفتی:از این عشق حذر کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کن...

آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است..

باش فردا که دلت باد گران است...!

تا فراموش کنی.چندی ازین شهر سفر کن!

با تو گفتم:حذر از عشق؟ ندانم...

سفر از پش تو؟هرگز نتوانم....

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد..

چون کبوتر بر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی.من نرمیدم نگسستم..

باز گفتم که تو ((صیادی و من آهوی دشتم))

تا به دام تو در افتم.همه جا گشتم وگشتم..

حذر از عشق ندانم..سفر از پیشه تو هرگز.نتوانم..نتوانم

اشکی از شاخه فروریخت..

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت..!

اشک در چشم تو لرزید.ماه بر عشق تو خندید.

یادم اید که دگر جوابی از تو نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم...نگسستم.نرمیدم...

رفت در ظلمت غم.ان شب و شبهای دگر هم...

نه گرفتی دگر از ان عاشقه ازرده خبر هم..

نه کنی دیگر از ان کوچه گذر هم...!

بی تو.اما به چه حالی من از ان کوچه گذشتم..........!

| +| نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
دهکده
کاش در دهکدة عشق فراوانی بود

 توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

  مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

  کاش به حرمت دل های مسافر هر شب

  روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود

   کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد

   قرض می داد به ما هر چه پریشانی بود

  کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم

   رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود

 مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است

 کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود

 چقدر شعر نوشتیم برای باران

 غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

  کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها

 دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود

 کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد

 و به یادش همه شب ماه چراغانی بود

 کاش اسم همه دخترکان اینجا

 نام گل های پر از شبنم ایرانی بود

کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر

 غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود

 کاش دنیای دل ما شبی از این شب ها

غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود

 دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم

 راز این شعر همین مصرع پایانی بود

| +| نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
شقایق
 

گفتی بهم تا شقایق هست زندگی باید کرد

نیستی تا ببینی که شقایق هم مرد

 دیگه با چه چیزی  کسی رو دلخوش کرد

یادته گفتی به من اومدی سراغ من نرم و آهسته بیا

تا مبادا ترکی برداره چینی نازک تنهایی تو

اومدم آهسته نرمتر از یک پر قو

خسته از دوری راه

 خسته و   چشم به راه

یادته گفتی بهم عاشقی یعنی دچار

فکر کنم شدم دچار

تو خودت گفتی چه تنهاست  ماهی اگه دچار دریا باشه

آره تنها باشه

یار غم ها باشه

یادته میگفتی گاه گاهی قفسی میسازم

میفروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی ست

دل تنهایی تان تازه شود

دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه

نیست که تازگی بده به این دل تنهایی من

پس کجاست اون قفس شقایقت؟

منو با خودت ببر به قایقت

راست میگفتی کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود

کاشکی دلشون شیدا بود

من به دنبال یه چیز بهترینم

تو خودت گفتی بهم

بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق ترست

| +| نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
حجاب

 شعر طنز امر به معروف

به من نيگا نكن آهاي برادر

خودت مگه نداري خواهر و مادر !

ماه و مگه تو نيمه شب نديدي

مي خواي بگي تو خط لب نديدي؟

صورت من يه كم اناري شده

يه ريزه هم بتونه كاري شده

امل بي سواد ژل نديده

دهاتي خنگ ريمل نديده

تقصير خياطاي رو سياهه

مانتوي من اگه يه كم كوتاهه

امون از اين شهر مقرراتي

موارد فجيع منكراتي

تو كوچه و تو سلف و دانشكده

سهم من از خوشگلي نيم درصده

خوشگلي تو خونه هم چه فايده

مهموني شبونه هم چه فايده

بابام كه عاشق چشام نمي شه

عاشق لرزش صدام نمي شه

برادر پلاسم ام همين طور

دوستاي بي كلاسم ام همين طور

فقط مي مونه كوچه و خيابون

براي عرضه ي قشنگي يامون

آهاي مدير پاك با سياست

من كجا و اماكن و حراست ؟

هم انقباضيه هم انبساطي

كميته ي مخوف انضباطي

نذار كه دلتنگي مو هي كش بدم

خوشگلي مو كجا نمايش بدم

حيفه جوونامون پسر بميرن

كاري كنين جوونا زن بگيرن ....!

| +| نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
شهادت حضرت علی
سالروز شهادت يگانه حامي يتيمان بر همه دوستدارانش تسليت باد


علي عليه السلام  و زيبائيها :

زيباترين ولادت : تنها کسي که در داخل خانه خدا بدنيا آمد، اوست.

زيباترين نام : بنا بر روايات متعدد، نام علي مشتق از نام خداست.

زيباترين معلم : علي تربيت شده دست پيامبر (ص) بود.

زيباترين سخنان : به تعبير بسياري از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کريم است

| +| نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
این آخرشه

| +| نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
شب پاییزی

  ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور،

که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند...

با این همه اگر عمری باقی بود ، طوری از کنار زندگی می گذرم،

که نه دل کسی در سینه بلرزد، و نه این دل نا ماندگار بی درمانم...

تا یادم نرفته است بنویسم:

دیشب در حوالی خواب هایم، سال پر بارانی بود...

خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم،

دعا کردم که بیایی، با من کنار پنجره بمانی، باران ببارد،

اما دریغ که رفتن، راز غریب این زندگیست،

رفتی پیش از آن که باران ببارد...

می دانم، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است!

انگار که تعبیر همه رفتن ها، هرگز باز نیامدن است...

بی پرده بگویمت:

چیزی نمانده است، من سی ساله خواهم شد!

گونه هایم از گرمی شراب گر گرفته است،

می خواهم تنها بمانم، در را پشت سرت ببند،

بی قرارم، می خواهم بروم، می خواهم بمانم ؟!

هذیان می گویم ! نمی دانم...

نه عزیزم، نامه ام باید کوتاه باشد،

ساده باشد، بی کنایه و ابهام،

پس از نو می نویسم:

سلام ! حال من خوب است

اما تو باور نکن...

| +| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
نازی خوابیده

تقدیم به سپیده عزیز

| +| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
عکس خودم
یک عکس از خودم
| +| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
الاکلنگ ؟!؟!؟!؟!

Image Hosted by ImageCraze.com 

| +| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
اینم یک جورشه

Image Hosted by ImageCraze.com

| +| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
ژاییز هم رسید

خيزيد و خز آريد که هنگام خزان است
باد خنک از جانب خوارزم وزان است 

 آن برگ رزان بين که بر آن شاخ رزان است
گويي به مثل پيرهن رنگ رزان است

| +| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
ماخ رمضان

| +| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
سارگل
دیدار روی بهاریت آرزوی من است

هر چند هم که کوچک باشد که من

 از تبار پاییزم با تو هیچ فاصله ای ندارم

 ای ذخیره الهی حال که در کنار توام دوست دارم

لب به سخن بگشایم و از بهاری که گذشت از خزانی

 که رسید بگویم و با هم بشتابیم به سوی فرداهای پر از عشق

| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
دل من

اشكي كه بي صداست 

 پشتي كه بي پناه است 

 دستي كه بسته است

پايي كه خسته است 

 حرفي كه صادق است 

 شرمي كه آشناست 

 دل را كه عاشق است

دارايي من است 

 ارزاني شماست


| +| نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
این هم عکس خودم
| +| نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
سایت جالب
ببین و حال کن یک وب ناز با بیش از ۶۰ صفحه

| +| نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
| +| نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
| +| نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
| +| نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان

| +| نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان

ددوستت دارم

| +| نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان

| +| نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
قصه بی پايان دل من
 
 
 
یاداون روزا
 
 یــاد اون روزا بـه خـیر
 
 روزای خــوب و قشنــگ
 
روزای عــاشــقیــمـــون
 
لــحـظـه هــای رنــگــارنـــگ
 
یـــاد اون چــشـــمــا بــه خـیر
 
چــشــمــای پـــاک و نـــجــیب
 
اونــــا کــــه هـیـچ چـیـزی رو
 
 بـه غـیر از، چـــشمام نمیدید 
 
یـــاد اون دســتـا بـه خــیــر
 
دســتـای نــرم و لـــطـیـف
 
چــــه نـــوازشـــها کـه اون
 
روی مـــو هــام مـــی کـشیـد
 
یـــاد اون روزا بــه خـــیر
 
یـــاد اون روزا بـــه خــیر
 
حــالــا کـــه سرنوشــتـمـون
 
ایـــن جـــوری شـــدن جـــدا
 
دل تـــو مـــیــخـواد بـــشـــه
 
بـــا کـــســی دیــــگــه آشـنا
 
تـــو داری خوشبخت مـیـشی
 
زیـــر ایـــن چـــرخ کـــبـود
 
اگــــه  غیراز ایــــن بـشـه
 
دیـــن تــو ، به من چه سود؟
 
نـــــکـــنــه یـــه روز دیـگه
 
بــــیــای فقـــط نـــگـام کـنـی
 
مــن از تــو چـشـمات بـخـونم
 
از رفــــتـــنـــت ، پــشیـمونی
 
اون وقـت خودت خوب میدونی
 
مــــن حــــلـــالــــت نــمـیـکنم
 
حــتـــی اگــــه داد بــــزنـــی
 
کـه مـیـخوای پــیـشـم بـمـونـی
| +| نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان

عشق جوشید و خروشید و به سر منزل مقصود رسید...

دل من عاشق شد !

دل من خود را باخت !

چشم او قلبم برد !

لیک من عاشق خالق بودم

زین سبب خلق خدا را عاشق...

دل من مست شده !

مست تجلی صفات...

و جعد موی مشکینی٬ مرا آهسته می تابد اندر سیاهی ها...!

دل به دریای سیاهی زده ام !

که نه ژرفا و نه ساحل دارد

نیست کشتی نجات

عاشق غرق شدنم !!!

سرگشته ناز نگهی که به من بال دهد...

و شروع پرواز !

ملاقات خدا...

| +| نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
      به ياد دارم روزي به خدا گفتم:

 

 

         چرا ما را افريد؟گفت:

 

 

 

        به خاطر اينكه يكي مرا دوست بدارد

 

 

 

       و عظمت مرا بشناسد و بپرستد همه ي

 

 

 

 

      اينها را نه به زبان كه با دل و با تمام

 

 

 

     وجود از خدا پرسيدم جوابم شيرين بود

 

 

 

 

     و با وجودم ان را حس كردم و باورم شد كه

 

 

 

 

ما انسانها خلق شديم تا دوست بداريم

 

 

 

 

          خدارا كه زيباترين است    

 

| +| نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
سر نهادم بر سر زانوي او

 

خيره گشتم در ميان روي او

 

تا ببيند چشم پنهان بين من

 

گردن پيچيده در گيسوي او

 

مير بودم بوسه هاي اتشين

 

از هوس زا سينه ي گلبوي او

 

دست بيشرم گنه الوده را

 

ميكشيدم بر پريشان موي او

 

ميچكد از چشم او بر روي من

 

دانه هاي اشك حسرت شوي او

 

زندگي جو چشم سرگردان من

 

در نگاه گرم عصيان جوي او

 

پر زنان افكار گردون گرد من

 

چون پرستويي بگرد كوي او

 

او چو من مدهوش در اغوش من

 

من چو او خاموش در بازوي او

 

او زشوق باده ي ميناي من

 

من ز ذوق طلعت مينوي او

 

نعمت دنيا شمارا و مرا

 

 

روز و شب اشفته در پهلوی او

 

 

 

 

Image hosting by TinyPic

| +| نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان

باتوبودن خوب است

 

 

                    توچراغي من شـب

 

 

كه به نورتوكتاب دل تو

 

 

                   وكتاب دل خودراكه خطوط تن تست

 

 

        خوش خوشك مي خوانم

 

باتو بودن خوب است

 

 

 

تودرختي ؛من اب

 

 

                    من كنارتو

 

 

اوازبهاران را

 

 

            مي خندم؛مي خوانم؛مي گريم؛مي خوانم

 

 

باتوبودن خوب است

 

 

توقشنگي مثل تومثل خودت

 

 

مثل وقتي كه سخن ميگويي

 

 

مثل هروقت كه برميگردي ازكوچه به خانه

 

 

مثل تصويردرختي در اب

 

 

                         روي كـاشـانـه

 

 

درچـشـمـان مـنـتـظـرم مـي رويـي

| +| نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان
با اشک و آه ، آیینه و عود ،  مال من

اندوه نا تمام ، همین دود ، مال من

تصنیف های حضرت داود ، مال تو

غم گویه های زمزمه ی رود ، مال من

زیبا ترین همایش فانوس ، مال تو

سو سوی لحظه لحظه ی محدود ، مال من

هر کوچه ای که آینه تر بود ، مال تو

بن بست های فاصله اندود ، مال من

ماندن کنار خاطره ها  دیر، مال تو

رفتن درون خاطره ها ، زود ، مال من

اصلا فقط غزل ، گل و لبخند  ، مال تو

هر چه پر از تنفس غم بود ، مال من

| +| نوشته شده در جمعه پنجم خرداد 1385 توسط ایمان | | ارسال به دوستان